|
عابر پیاده
|
||
|
در احوالات عابرین پیاده |
اعتراف این یاران، اعتراف گالیله ست نقل گرده و شلاق، نقل کنده و میله ست
درک می کنم ازچه چهره را عوض کردند راز این دگردیسی پرگشودن از پیله ست
اعتراف نامه
به هرچه نقشه ی پلید اعتراف می کنم به هرچه میلتان کشید اعتراف می کنم
به انقلاب مخملی، به کودتا و اغتشاش به راه سبز ناامید اعتراف می کنم
به اینکه از نوازش شما تمام چهره ام چنان ذغال شد سفید، اعتراف می کنم
به اینکه حمله کرده ام به خیمه های اهلبیت به امر کتبی یزید، اعتراف می کنم
به حبس کردن خودم درون محبس شما و قورت دادن کلید، اعتراف می کنم
به اینکه درهمان زمان زپیش و پس! نموده ام به خود تجاوز شدید، اعتراف می کنم
برادران همقطار خویش را در اغتشاش خودم نموده ام شهید، اعتراف می کنم
خلاصه هرچه را شما نوشته اید توی فرم بیاورید، من ندید اعتراف می کنم!
|
|